حالا از خدا می خوام اون کسی و که می خوام بهم برسونه الانم که امدم کافی نت سر کلاس ریاضی بچه ها میزو جابه جا می کردن انگشنم موند لای میزا وای با زور جلو گریم و گرفتم البته دلمم یکم پر بود
ای خدا این از کسی که می خواستم که ندادی حتما یه قسمتی توش هست و بود این از ازدواج کردنم که ۲ تا خواهر بزرگتر از خودم منتظرممممم
این تز دانشگاهم با گندی که خواهرم بهش زد این از شانسم این از قیافه جذابم شانس خوبم این از کنکوری که قراره بدهم این از کار کردنم این از اخلاقم خدایییییییییا
کاش طوسی پیشنهاد بده بعد هم آدم از آب در بیاد خدایا خدایا بازم شکرت به خاطر تمام نعمتهایی که بهم دادی هر چی به صلاحم باشه همون پیش میاد خدایا یه کاری کن که این مرتیکه که پولمو خورده بده بد جور دستم تنگه خدایا کممممممک
خدایا جریان گردنبند داره گندش در میاد خودت راست و ریسش کن نذار آبروم پیش مامانم بره خدایا منم ازدواج کنم خوشبخت بشم مدرکمم با موفقیت بگیرم کنکور کتردانی به کارشناسیم امسال قبول بشوم
طوسیم دوستم داشته باشه پیشنهاد بدهد.
کمکم کن تا به خواسته هام برسم و همیشه در زندگیم موفق و سربلند باشم.
کمکم کن تا به خواسته هام برسم و همیشه در زندگیم موفق و سربلند باشم.
اینم یه دعا برای خودم آخه اگه خودم برا خودم دعا نکنم کسی دعا نمی کنه امیدوارم خدا به دعاهام گوش بده !حداقل هر کی که این میخونه یه دعا در حقم بکنه و از خدا برام خیر بخواد
منماز خدا می خوام هر کی که این متن و می خونه و دعام می کنه به خواسته هاش برسه آخه میگن اگه در حق هم دعا کنید قبول میشه پس دوستان التماس دعا!![]()
الانم بعد از این که منم بهش علاقه نشون دادم ولی اون حتی به من نگاهم نمی کنه کلی اعصابم ریخته به هم با این که هیچ حرفی بین ما نبوده و هیچ رابطه دوستی نداشتیم احساس می کنم رودست خوردم حالا می فهمم اون این کارو کرد تا من بهش پیشنهاد بدم و اونم مثل بقیه به منم جواب رد بده تا ضایع بشم و اونم تفریح کنه و خدا رو شکر می کنم عقلم بر احساسم غالب شد خودم و غرورم سنگ رو آب نشدند.
ولی خیلی احساس بچگی میکنم
از حودم بدم اومد آخه ارزش نداشت که اعصابم تا این حد خورد بشه و هی انتظار بکشم تا پیشنهاد بده .
هر چی بود تموم شد ولی هنوزم ته دلم دعا میکنم که پیشنهاد بده و رودست نخورده باشم واحساسم اشتباه نکرده باشه!
حیلی دلم تنگ شده وای اگر بدونین تو این ۱ سال چه اتفاقایی برام افتاد ولی اصلا احساس نمی کنم بزرگ
شدم هنوزم همون نسیم ۱ سال پیشم فقط یکم از معصومیت ۱ سال پیشم خبری نیست وای چه قدر حسرت ۱ سال پش و می خورم کاش بر گردم به اون دوران این ۱ سال واقعا از روزای حسرت آیندمه باید یه کارایی رو نمیکردم که انجام دادم کاش ... بگذریم
وای خدا چه قدر دلم تنگ شده بود کار دانشگاه زندگی چه قدر دلم برای گذشته هام تنگ شده یه حس غریب تو ته دلم خونه کرده !
وای چه قدر عوض شدم ای خدا احساس تنهایی عجیبی می کنم احساس غریبی دارم با این که دورو برم ر از دوست و آشناست من انگاری خیلی تنهام . خدایا تنهام نذار هر جه قدر بنده گناهکارت باشم من فقط توجه و پشتیبانیتو می خوام .
اولین پستم بعد ۱ سال در حد درد و دل با خدام بود . کمی تلخ شروع کردم ولی خوب دوستان ببخشید .
خیلی خوشحالم که دوباره توانستم برگردم .
تا پست بعدی ![]()
اصلا عشق چیه گور عشقای پوچ امروزی رو ببرن قربون خدام برم روز به روز غیرت این مردارو پسرارو میگیره حالا چی کار میکنه خودش میدونه!!!
خسته شدم ازین روزمرگی . گاهی فکر میکنم مرگ چه قدر میتونه شیرین و لذت بخش باشه من که راضیم .
ولی از یه طرفم می ترسم وقتی بمیرم که نخواهم .اینا چیه دارم مینویسم ولی باور کن خیلی سخته اگه بدونی و درک کنی دوست ندارن یا اگه دارن به خاطر منافع خودشون / شنیدی میگن رفیق بی کلک مادر !
من که همینشم از مادر پدرم ندیدم چه برسه به غریبه ؟ دلم پر چی بگم اصلا نمی دونم تو زندگی چی کار باید بکنم یکی پیدا میشه به من بگه چی کار کنم ؟